04:41

دانلود فیلم و سریال دانلود فیلم و سریال

یکی از بزرگترین لذت های زندگی من، سیگار کشیدن کنار استخره، یکی از بزرگترین ترس های زندگیم هم؛ افزایش سطح رطوبت محیط به دو یا سه لیتر آبه، یعنی شما یه تشت آب بذار جلوم، همچنان می خندم، یه تشت دیگه بذار، رنگم میپره، دو تا تشتُ با هم قاتی کن؛ دار فانی رو می بوسم و میذارم کنار، سلمونیمُ عوض کردم، حامد یه بلوندیِ مو لَخته، یه سفید تپلِ خوش خنده، یه بامزی عسلی خوشتیپ، می گفت یکی از مشتری هاش گفته آدم از چیزی می ترسه که تو زندگی قبلیش؛ یه بلایی سرش اورده، بعد ذوق کرده بود از این یادآوری، عسل می چکید از کنار شونه و قیچیش، فارغ از تاکسی ها که عموما و همچنان؛ محافل سیّار سیاست و جامعه شناسی اند، آرایشگاه ها هم دارن تبدیل میشن به لژهای مخفی و سری تئوری ها، دارم میرم استخر؛ از اون استخرها که میشه کنارش نشست و سیگار کشید، سه تا مایو داشتم تو کشو؛ دست نخورده و نو، مشکی و راه راه و پلنگی، من چرا باید توی کشوهام مایو داشته باشم؟ چرا همیشه عادت دارم زنگولۀ ترس هامُ ببندم به خودم؟ جمعه که به این ساعتش میرسه؛ پنج و شش عصرش که میشه، انگار مرده اتُ خاک کردی، گریه هاتُ کردی، خرماهاتُ خوردی، نشستی تو اون اتوبوس ها و داری بر میگردی؛ بر میگردی که دوباره زندگی کنی، دوباره فردا، دوباره روز بعدش، دوباره تا اتوبوس بعدی، واقعا خوبم، حالم خوبه این روزها، شکایتی نیست، دارم آماده میشم برم استخر، مایو بپوشم و کنار ترس بزرگ زندگیم، بخندم و سیگار بکشم

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها